می سوزم و عطر یادهای تو را می دهم

   می سوزم و عطر یادهای تو را می دهم

   عطر بال پرنده ای تازه سال

   که به اشتیاق قوس قزح پر گرفت

   و به خانه خود برنگشت


   یادهای تو دریاست

   و من نهنگ گمشده ای

   که در پی قوئی

   در جویی غرق شد


   یادهای تو بارانی سرکش است

   که به اشتیاق دهانم مست می کند

   و سر

   به شیشه آسمان می کوبد


   صبحی ژاله بار است

   که می بارد بر من

   بیدارم می کند

   و آفتاب

   چشم گشوده به من

   صبح به خیر می گوید

   شمس لنگرودی

 

/ 4 نظر / 35 بازدید

روسری سرکن و نگذار میان من و باد سر آشفتگی موی تو دعوا بشود.... همکلاسی

در عشق دو چیز است که پایانش نیست اول سر زلف یار و دیگر ؛ شب ماست حزین لاهیجی همکلاسی

معتاد

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست می نشینی روبرویم، خستگی در میکنی چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست باز ميخندی و ميپرسي كه حالت بهتر است؟! باز میخندم که خیلی، گرچه میدانی که نیست شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند یاس و مریم میگذارم، توی گلدانی که نیست چشم میدوزم به چشمت، مي شود آیا کمی دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟! وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو... پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست می روی و خانه لبریز از نبودت می شود باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست...! بعد تو این کار هر روز من است باور این که نباشی، کار آسانی که نیست...! زندگي گاه به كام است و بس است زندگي گاه به نام است و كم است زندگي گاه به دام است و غم است چه به كام و چه به نام و چه به دام، زندگي معركه همت ماست،.. زندگي ميگذرد...

معتاد

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست می نشینی روبرویم، خستگی در میکنی چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست باز ميخندی و ميپرسي كه حالت بهتر است؟! باز میخندم که خیلی، گرچه میدانی که نیست شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند یاس و مریم میگذارم، توی گلدانی که نیست چشم میدوزم به چشمت، مي شود آیا کمی دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟! وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو... پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست می روی و خانه لبریز از نبودت می شود باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست...! بعد تو این کار هر روز من است باور این که نباشی، کار آسانی که نیست...! زندگي گاه به كام است و بس است زندگي گاه به نام است و كم است زندگي گاه به دام است و غم است چه به كام و چه به نام و چه به دام، زندگي معركه همت ماست،.. زندگي ميگذرد...