مو پریشان ...

   مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز

   من پریشانم و او گیره به گیسو زده است ..

   عبدالمهدی نوری

 

/ 6 نظر / 11 بازدید

سلام. خوبی؟ دلم برات تنگ شده بود. یادش بخیر چه روزایی داشتیم !!!

پوریا

لازم است گاهی در زندگی بعضــی آدم‌ها را گـم کنیـد تا خودتان را پیدا کنید ...[گل] پست قشنگی بود

صبح

[گل]

korosh

مرسی از حضورت[بوسه] آپم اپ............

.........

هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم گر مانده ام خموش خدا داند و دلم وب بسیار زیبایی داری به منم سر بزن[گل]

صبح

به تو انديشيدن زيباست و اميد بخش همچون گوش سپردن به خوشترين ترانه ها بازيباترين صداهاي روي زمين ولي ديگر اميد برايم کفايت نمي کند زين پس نمي خواهم گوش به ترانه بسپارم مي خواهم خود ترانه بخوانم ناظم حکمت